سرکوب احساس
آنقدر دیوانه وار دور تو می چرخیدم تازه فهمیدم چقدر بیهوده می جنگیدم....
لحظه هایی که تکرار نمیشن....
شهر حسود
محکم باید بود....
چهارباغ گردی پاییز:))
روزهای بهتری خواهم ساخت...
مردی به نام اوه
غمیگن ترین ماه پاییز...
فرشته ی زمینی
اب درمانی
خونه فانتزی
اینده ای روشن در پیش داشته باشی ای دوست...
نوشتن مسکن روحه:)
جمعه گردی جذاب ما
ترس هارو بزار کنار و از منطقه امن خودت بیرون بیا
تو مثل یه فانوس دستمو گرفتی و راه رو نشونم دادی....
دوست داشتنت رو توی پاییز دفن کردم...
موقع رفتنت نیمی از مرا بردی...
امسال چه می شود؟
خواب عزیزم تا دو اذر تعطیل :/
عاخه تو دیگه چرا استاد گوگولی؟
من از مردن هراسم نیس
زودتر تموم شو زندگی اجباری لعنتی
خسته ام
این چه بلایی بود؟
خسته از هرچه که بود و بخدا هیچ نبود...
فصلی پر از غم های درهم پیچیده...
ادمای رنگی و مهربون
خاکشیرهای ماندگار
خیلی خوشمزه ای لعنتی
کنکور داره برگزار میشه هنوز دنبال منبعه
جانان
پذیرای کلاس اضافه برای شیطونم هستم والا :|
گریه ی ارام...
دلم عقلمو بازی میده
مهر پر از بی مهریه...
تو درمان حال خوب منی...
انتخاب اجباری
اجناس تاریخ گذشته:/
ماجراهای ما و کبری
ی ذره باید فکر خودمو و خواسته هام باشم
هیج هیچ هیچ
خسته ام....
هرج و مرج
اختلافات...
تو تکرار نشدنی ترین قشنگی دنیایی♥
ایفون فایو صبح جمعه

جای منم خالی
سوتی دهنده ارشد قرن21

پردازش در : 0.0099 ثانیه